فرمت فایل: ورد ( قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن ... تعداد صفحات : 8 صفحه سیمرغ و زال سام نریمان، امیر زابل و از پهلوانان سر آمد ایران زمین بود ولیکن فرزندی نداشت . سالها گذشت و خداوند به وی فرزندی داد .کودکی سفید و سرخ و زیبا رو ولیکن با موهای سفید همچون موهای پیرمردان . کسی جرات نمی کرد که این خبر را به سام برساند ، تا اینکه دایه کودک که زنی شیردل بود به نزد سام رفت و گفت : این روز بر سام فرخنده باشد که آنچه از خداوند می خواستی به تو عطا کرد .بیا و فرزندت را ببین که تمامی اندام او زیبا است و هیچ زشتی در او نخواهی دید ، تنها همانند آهو موی سفید دارد .ای پهلوان بخت تو اینگونه بود و نباید دلرا غمگین کنی . سام از تختش فرود آمد و بسوی نوزاد رفت .موهای کودک همانند پیران سفید بود .کسی تا حالا چنین چیزی ندیده و نشنیده بود .پوست تنش سرخ و موهایش همچون برف بود . وقتی فرزند را اینگونه دید از جهان ناامید شد و از سرزنش دیگران ترسید .روی به آسمان کرد و گفت : ای خدای بزرگ من چه گناهی مرتکب شده ام که بچه ای همچون اهریمن با چشم ...
برچسب:
نویسنده: آریا زمانی